مشاهده یادداشت خصوصی

  
نویسنده : ; ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٥ تیر ۱۳۸۸
تگ ها :


یه پست کوچولو

مشاهده یادداشت خصوصی

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳۸۸
تگ ها :


انشای عروسی

مشاهده یادداشت خصوصی

  
نویسنده : ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۸
تگ ها :


عروووسی

بچه ها جون عزیزم

عروسی از فوق العاده هم فوق العاده تر بود. حتا فکرشم نمیکردم. خدا جون دستشو زده بود زیر چونش و داشت با مهربونی نگامون میکرد. اونقدر اتفاقات قشنگ ردیف شدن که فقط برام مثه خواب میمونه.

میام با گزارشات مبسوط زودی. دوستتتون دارملبخند.

  
نویسنده : ; ساعت ٢:٤٩ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸
تگ ها :


 

چند روز بود نرسیده بودم کامپیوترمو روشن کنم. همسر جان اومد و خریدای کت و شلوار و  ضمایم و تحویل لباسم و سفره عقد و آرایشگاه و هایلایت و ......اونقدر کار انجام دادیم که دیگه تقریبن کاری ندارم. فردا عروسیه و از خدا میخوام همه چیز خیلی خوب پیش بره. اونقدر این چند روز خندیدیم و اونقدر پرخوری کردیم که تا حالا سابقه نداشته. روزای خوبی بودن و هستن. عروسی من و الاهه فرداست. دعاهای قشنگتونو دوست دارم !

 

  
نویسنده : ; ساعت ۸:٢۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ تیر ۱۳۸۸
تگ ها :