تعطیلات عید

دیگه تعطیلات عید هم تموم شد و همه زندگی روتین و معمولی رو در پیش گرفتن و بازار وبلاگ هم گرم شد و .... امیدوارم سال شادی پیش روی هممون باشه و به خواسته ها و آرزوهامون نزدیکتر بشیم.

من هنوزم مشهد هستم و تا هفته دیگه هم میمونم! باید مدارکی آماده می شد و ترجمه می شد و.....کارای همسوی اون که پروسش خیلی زمانبر بوده وهست. امیدوارم اگه صلاحه به نتیجه برسه.

برخلاف سال پیش که سال اروم و یکنواختی بود ...احساسم میگه امسال سال متفاوتی خواهد بود ...حداقلش اینه که اتفاقای متفاوتی میخواد بیفته.

                                            

سال 87 سالی بود که خونمونو رنگ کردیم....خریدن ریز ریز هر چیزی که هر کدوم ماجرایی داره واسه خودش و از طرف دیگه سال پرکار خودم با اون همه ماجرا  و حالا سال جدید اخساس میکنم باید یه جور سال بهره برداری باشه از همه زحمتامون و تموم شدن درس و مشق و تز و ... شاید زندگی یه جای دیگه و تجربه های جدید... مهمونی عروسی و ...فارغ التحصیلی.

ایام عید به رغم برنامه ریزی های زیاد و عزم جزم ما، به دید و بازدید خونوادگی، مهمونی های گاهی پرتکلف و گاهی شادناک و صمیمی و دیدن لاست گذشت و به جور کردن مدارک و محضر و دارالترجمه و ..... اما آروم و پر استراحت و مترادف با آب انار و شام های پرپنیر و طرقبه و غذاهای خوشمزه و خریدهای متنوع بود.

ایده هایی که واسه خونم داشتم عملی کردم. میام عکسشونو میزارم بزودی.

 

  
نویسنده : ; ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٩ فروردین ۱۳۸۸
تگ ها :