ظهر جمعه و کاراییی که باید برای فردا انجام بشه و خیلی هنوز حسش نیومده. اصولا در مورد من جریان همیشه اینجوریه که یه کار رو حتا بیشتر از نود و پنج درصد به ثمر میرسونم و واسه اون یه کم باقیمانده زیر دندون مزه مزه کردن و کش دادن و حسشو نداشتن و ....مثه امتحانا که همیشه آرزو داشتم یه روز، 5 ساعت و یا حتا یه ساعت وقت اضافه میداشتم!

خب بالاخره باز اومدم منزل مامان خانوم تا کارای اصلاحات پایان نامه را اکی کنم که شد و از شنبه تسویه حساب و پروسه هاش که ببینم چقدر طول خواهد کشید! سه شنبه بچه هام فاینال دارن و البته حکم کارگزینیم هم داره میاد و کاراش تموم شده و همه چیز داره تموم میشه!

برای خالی نبودن عریضه هم رفتم کلاس زبان آ. ریان.پور ثبت نام کردم و شاید کلاس ورزش و بقیش هم فیلم دیدن و آشپزی های جدید و بیرون رفتن ....

دو تا از دوستام که اینجارو میخونن دکتری قبول شدن که خیلی مبارکه و همینجا هم بهشون تبریک میگم و امروز اردک .آبی هم واقعن خواب موندم و الان اونا اونجان ولی من یه سور حسابی رو ازشون خواهم گرفت و  البته خوشحالم که در اون دانشگاه پر خوراکی خوشمزه، تا 4-5 سال دیگه به هوای اونا هم که شده بساط رفت و آمد و آزمایشگاه و غیبت و همه لحظات خانومانه دلنشین براه خواهد بود!

آلبوم عروسیمون آمادست که ما صفحه بندیشو تایید کنیم و بره واسه پرینت! امیدواریم بتونیم به هوای سالگرد 10 صفحه دیگه اضافه کنیم و البته پیشنهاد عکاسمون گرفتن عکی‌های مدل هست که من گاهی میام و سرچ میکنم از موی فرفری سیم تلفنی تا موی روشن و لخت ...پیراهن و همه چیزای خوشایند لذت بخش خانومانه و امیدوارم زودتر ایدمون رو عملی کنیم و بالاخره آلبوممونو بگیریم.

دو روز متوالی دو تا مهمونی دادیم توی خونمون. علاوه بر اینکه خونمون از تمیزی میدرخشید و خوش بحالش شد، خیلی بهمون خوش گذشت.  الانم که برگردم یه مهمونی دیگه قراره داشته باشیم و دیگه نوبتی های ما تموم میشه!

 

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ خرداد ۱۳۸٩
تگ ها :