داشتم نگران میشدم نکنه پرشین بل.اگ خراب بشه و دیگه نباشه و این دو سه سال گهگاه نویسی منم بپره! بعد فهمیدم من اینجا رو خیلی دوست دارم و بهش عادت دارم. به خیلیا یر میزنم و همیشه میخونمشون حتا ممکنه خودشونم ندونن ولی باهاشون هوشحال و غمگین میشم! 

کلاس زبانم فقط سه جلسه مونده و فاینال. و بعد میریم مسافرت. و از مهر هم ترم جدید و روزای جدید.

دارم یه مقاله مینویسم  ولی خودمونیم خیلی تنبل شدم این روزا. فقط ورزشم که اونم کلی خودم اولش گول میزنم تا شروعش کنم.

داریم یه کارایی میکنیم که ته دلم خوشبینم که بشه!

 

 

  
نویسنده : ; ساعت ۱:٠۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ شهریور ۱۳۸٩
تگ ها :