انتردیوس
اسمم شایلینه. 21 تیرماه 1386 با شهریار عقد کردیم. دانشجوی دکتری توی یه
دانشگاه تهرانم. شهریار هم دانشجوی دکتریه توی شهر خودشون. قبلن هم وبلاگ داشتم
واسه ایده ها و نظرات خودم. اما حالا این وبلاگ میخواد دفترچه خاطرات خوب و بد
زندگیمون باشه.
------------------------------------------
اول کمی از خودم بگم....یه دختر معمولی و شاد و پر از شور زندگی. همیشه با هدف
بودم و از اینکه بخوام به روزمرگی خودمو عادت بدم بیزارم. کارم الان خیلی زیاده.
اما راضیم. همین!
شهریار هم 2 سال از من پایینتره چون خدمت مقدس سربازی رو گذرونده. یه پسر
مغرور، ...خیلی مغرور البته، حساس و مهربونه. اوون هنوز امتحان جامع نداده و
درساشم این ترم خیلی خیلی زیاده. البته 2 جا هم کار میکنه.
من تهران زندگی میکنم و اون مشهد. فاصله ها خیلی زیاده و ما دلمون خیلی تنگ
میشه. اما سعی میکنیم تحمل کنیم. امیدوارم زودتر بگذره و شرایطمون متعادل بشه.
