خوب.... من اومدددم! ترم تموم شد  و الان هر چی از حس آرامشم بگم کم گفتم. قبل از هر چیز دوست عزیزم ماری منم به یه بازی دعوت کرده: 

بازی شب یلدا:

 این بازی به این صورته که شخص بازی کننده ، 5 نکته ای را که دیگران درباره اون نمی دونن ، رو می نویسه و درآخر 5 نفر را به این بازی دعوت می کنه .

  چند نکته که شما درباره من نمی دونید:

 ۱. از هر نوع (هر نوع) کاری که توش اجبار باشه و یا باید خیلی سریع و هول هولکی انجام بشه.....بیزارم!

2. از اینکه صبح ساعت بزارم و بیدار شم با یه بوق گوشخراش....خیلی بدم میاد....احساس میکنم اون آرامشو و ریلکسی رو ساتوری کردن! چه بسا یه ساعتی هم عنق باشم ار این موضوع!

3. از هر نوع تعصب و عرق! حالم بد میشه! از آدمایی که منعطف نیستن هم همینتور!

4. بهترین لحظات زندگیم حالنهای متفاوتی داشته ولی عموما اینکه تنها باشم و موزیک بذارم و کارایی که دوست دارم توی خونم انجام بدم (حتا دیدن تلویزیون!) فوقالعاده لذت میبرم مخصوصن کنارش نوشیدنی گیاهی بنوشم و ..... از اینکه 2-3 روز بگذره و وقت تنهایی نداشته باشم غصم میگیره و اون اژدهای درونی خفته بیدار میشه ها!

5. یه کم استبداد رای درونی  (واسه خودم) دارم و خیلی دوست ندارم برام برنامه ریخته بشه. شاید اولی و دومی رو با خوشرویی بگذرونم ولی بعدیاشو!.... اصلن شوخی نکن!

7. با همه جور آدمی حتا کسانی که هیچ علاقه ای به سبک و سیاقشون ندارم هم میتونم به خوبی رابطه برقرار کنم. اصولا همه آدمارو دوشت دارم با کلی انرژی مثبت!

8. دوستای خیلی زیادی دارم از همه تیپ آدم که همشونو دوست دارم ولی خیلیاشون از هم بدشون میاد و نمیتونن حتا 3 ثانیه هم تحمل کنن!

9. یا راحتی میتونم آدما رو درک کنم و خودمو جاشون بزارم. آدم عادل و بسیار منصفی هستم.

10- تنبلم و وقتی میخوام کاری رو شروع کنم (درسی و کاری و....) جونم درمیره ولی وقتی شروع میکنم فرفره ای انجامش میدم!

هنوز یه عالمه دیگه هست ولی بسه تا اینجاش!

  
نویسنده : ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢ دی ۱۳۸٩
تگ ها :