وقتی خدا جون بخواد کارات روی روال انجام بشه، خوب میشه. اون وقت میتونی بگی که روز روز توئه. و امون از وقتی که نشه....همه زمون و زمین دست بدست هم میدن نا اعصابتو خورد کنن و اونوقت بهترین چیز اینه که بخوابی و دعا کنی اون روز زودی تموم بشه.

این چند روز یه عالمه کار کردم. اول که رفتم نمایشگاه دکوراسیون داخلی. البته چیزی به اطلاعاتم اضافه نشد. همون باورایی که داشتم همونا رو هم بدون تغییر دیدم. ایتالفوم رو دوس داشتم که غرفش خوب بود. توی مبلهای ترک سرای  رو دوست داشتم و مبلای خوب داخلی هم چند تا بود مثل همین ایتالفوم و کیش وود و سون که مغازش توی بهشتی (سر سهروردی) اگه اشتباه نکنم.... بقیشونم یه تقلیدایی از مدلای خارجی اما من خیلی دوسشون نداشتم.

دیگه اینکه استاد راهنمام باهام خوب شده چون هر روز تا 8 شب دانشگاهم و کاررررر میکنم.

نامه های فرصت مطالغاتی رو دارم میفرستم و امیدوارم یه کشور خوب بهمون پذیرش بدن. خیلی نگرانم. فقط باید به بازوی بلند خدا جون تکیه کنم و ........بس!

پینوشت همین الان: یه استاد ایرانی که صبح بهش میل زده بودم و استاد دانشگاه انگلیسه همین الان میل زده و من  الان خوشششحالم.برم بخونم.

 و از همه مهمتر بلیط مشهد گرفتم امروز واسه 4 دیماه ساعت 9.05 صبح. فکر اینکه اگه استادم بفهمه و اینکه اصلن دروغگوی ماهری نیستم و نمیدونم باید چی بگم بهش؟!

یه چیز دیگه: کسی بین شماها هست که رشته روانشناسی خونده باشه؟ من تحقیق دارم راجه به :

 1- یه طرح درس باید بنویسم که اون خیلی ترسناک نیست.

2- یادگیری در سنین مختلف و بررسی نظریه های * روانشناسی و یاد*گیری ( تعامل شاگرد با شاگرد و معلم و فضاهای* آموزشی)

3- یادگیری بر اساس* توانایی* های فر*دی

پینوشت: من رشتم روانشناسی نیست و این درسا رو برای تدریس در آینده باید بگذرونیم.

  
نویسنده : ; ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٦
تگ ها :


Lilypie First Birthday tickers