عجب روزای خسته کننده سرد تعطیلی دار بیمزه ای بودن این روزا
. از وقتی از مشهد اومدم جز واسه دکتر پوست اصلن بیرون نرفتم. هر چند به کارام کمی رسیدم و هفته دیگه 5 تا امتحان دارم که 4 تاش دو روزه و اعصابم خورد شده یه عالمه .....اما خداییش خیلی غیر قابل تحمل داره میشه.
مثه اینکه این سرماها به بچه های وبلاگیم سرایت کرده و با سرعت کمتری آپدیت میکنن.
امروز جمعه مصادف بود با شش ماهه شدن عقد من و شوشو جان
. به همین زودی 6 ماه گذشت!!! برنامه برنامه عقد فلفل رو که میخوندم یاد مراسم عقد خودمون افتادم که چقدر روز خوووبی بود. وقتی توی حرم عاقد عقدو
خوند و ثبت هم شد
و مهمونی مامان بهار تموم شد![]()
....باورم نمیشد.... انگار همه اون چیزا واسه من نبود و من یه آدم دیگه ای بودم که داشتم این اتفاقات رو نگاه میکردم.
----------------------------------------------------------------------------------جمعه 21 دیماه
دلم واسه وبلاگا...واسه دنیای مجازی تنگ شده. توفیق اجباری شد و یه مسافرت اومدم که هنوزم هستم. شوشو جوون امتحان داره ومشهده. تمام هفته گذشته درگیر 5 تا امتحان بودم بعدشم اومدم مسافرت. مسافرت خوبی نیست اما میگذره. اگه کارت خریدم آپ میکنم وگرنه میمونه تا بعدن.
اوضاع خوب پیش نمیره....ایشالا به زودی بگذره این روزا و امتحانای شوشو جون و اونوقت سعی میکنم یادم بمونه که بیشتر قدر موهبتا رو بدونم و حوصلم سر نره وقتی کمی یکنواختی پیش میاد.
----------------------------------------------------------------------------------یکشنبه 30 دیماه
سلام....بالاخره امروز اووومدم. دل آشوبه دارم خیلی خیلی.....شوشو درگیر آخرین امتحانشه که دو هفته دیگست و من.....اصلن خوب نیستم.....انگار تو دلم ماشین لباسشویی روشن کردن و خاموشم نمیشه.
از شنبه فول تایم باید کار کنم....اوضاع درسی عقبه یه کم......
به نظرم بدترین حالت توی زندگی وقتیه که نمیتونی تصمیم بگیری و برنامه بچینی و منتظر باشی ببینی چی پیش میاد.
دوست جونا برام دعا کنین
که این روزا بگذره و همه چی روند طبیعیه خودشو پیدا کنه.....البته....نگران نشین...من و شوشو خوبیم و همه چی مثه قبله. موضوع به من مربوط نمیشه اما عمه...خاله دایی یا.....به هر حال همه یه پیکره هستیم و هر اتفاقی واسه یکی....بقیرو هم متاثر میکنه.
-----------------------------------------------------------------------------
پینوشتای معمولی:
- آخرین پول سرویسمو واریز کرد شوشو جون....امیدوارم قشنگ بشه....هر چند من از طلا و جینگولی پینگولی های غیر ساده خوشم نمیاد اما یهو با دیدن و بررسی ژورنالای جدید جواهرسازی تصمیم گرفتم توی سرویسم برلیانای رنگی بکار ببرم.....و وقتی آماده شد عکسشو میذارم. تلفیق رنگی که دوس دارم لیمویی-سفید-سبز یا صورتی-سفید-سبزه که امیدوارم خوب بشه. 3-4 روز آینده میرم واسه انتخاب رنگ برلیان.

- دیگه اینکه بعدشم میرم برای دوختن لباس عروس که اونم پروسه طولانیه و موکولش میکنم به بعد از محرم اما مدلشو انتخاب کردم.
- بچه ها جونم دعا یادتون نره
.خب؟
