سرخابی مات دودی

الان یه  هفتست که همسر مهربون رفته و من کار چندانی نکردم. هر روز رفتم دانشگاه و توی آزمایشگاه ساعت های متمادی......کمی ترجمه....کمی سرچ و کمی ساختار بندی تز. حالا من نمیدونم که همه این کارایی که میشه توی خونه خنک خودمون انجام بشه، چرا باید کامپیوتر خودمو به دوش بکشم برم توی اون آزمایشگاه گرم؟؟؟؟ که استاد جان گاهی که رد میشن یا به آزمایشگاه زنگ میزنن حس کنن که ما در صحنه ایستاده ایم. ...بگذریم که اوضاع اونقدر ها هم بد نیست و کارام کمکی شتاب و انسجام گرفتهلبخند.

هفته پیش که هر روز دانشگاه بودم و هفته پیشترش که همسر جونم اینجا بود نرفتم باشگاه و احساس خیلی بدی دارم. دیگه کمکم عادت کرده بودم. حالا تصمیم دارم از فردا صبح ساعت 7 برم و بعد ساعت 9-10 برم دانشگاه. امیدوارم بتونم عزم آهنین رو جزم کنم و بشهچشمک.

در یک اقدام انقلابی موهامو هایلایت عسلی کردم هوراکه چون موهای خودمم روشنه یه سایه روشن قشنگ شده که دوسش داشته بودم. دیروز هم رفتم یه خرید حسابی واسه خودم کردم که حالم کمی جا امد و خوش خوشانمان شد و انرژی پتانسیل نمودیم تا بعدن در زمان مقتضی به صورت انرژی جنبشانی در بیاوریمش..

در راستای فرصت مطالعاتی، منتظر گرفتن ویزای آلمان هستم هرچند نمیخوام برم. به نظرم برای من بهترش اینه که یه جایی برم که بتونه آینده کاری یا موندنی داشته باشه که با اطلاعات جزئی که من دارم اروپا همچین مجالی نمیده. فقط مهمش اینه که یه ویزای شنگن دیگه هم توی پاسم باشه! واسه کانادا هم سفارت رفتم و کمی کاراشو انجام دادم اما به استاد ایرانی که کاناداست و کارمو درست کرده میل زدم که 6 ماه همه چی به تعویق بیفته. ترجیح میدم تزمو سریع دفاع کنم و اونوقت اگه خواستم برم کار انجام نداده ای نداشته باشمچشمک.

پینوشت: دیروز مرکز خرید ونک بودم و یه شال سرخابی مات خوشگل و یه مانتو خریدمHippie..... کیفمو که باز کردم پول بدم به خانومی که پشت پیشخون صندوق بود، یهویی گفت میشه اون عکسو ببینم و اون عکس مال منو شوهر جونیم بو.د. بعد یه نگاه عمیقی کرد و گفت شوهرت (هم: اینو خودم اضافه کردم!) خیلی خوبه. دلم یه عالمه غنج رفتنیشخند اما گرفت یه عالمه. اینهمه دوری خیلی سخته. زمان خیلی طولانیه و هیچی حتا منو (که معمولن شاد و  پر انرژی هستم!) اونقدر خوشحال نمیکنه که وقتی با همیم و نقشه میکشونیم...غیبت میکنیم...برنامه میریزیم... بیرون میریم....خرید میکنیم.....

 

پی نوشت: گر مخیر بکنندم بقیامت که چه خواهی   دوست مارا و همه نعمت فردوس شما را

 

 

               

                             

پینوشت:قابل توجه سوگل عزیز: شایلین یعنی گوهر گرانبها و به روایت دیگرُ گرانبهاترین هدیه ای هستش که داماد شب عروسی به عروس هدیه میکنه.

 

 

  
نویسنده : ; ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٤ امرداد ۱۳۸٧
تگ ها :


Lilypie First Birthday tickers