آروم ناکی

                                    

من خوبم فقط سرماخوردم و کمی بیحالم. تمام هفته پیش به خوبی کار کردم و تزم اوضاعش بدک نیست.  4 شنبه خیلی ناگهانی قرار شد شنبه شمال باشیم واسه یه کار مهم.تمام 5 شنبه به خرید بوت و بلوز و دیدن دوستم گذشت و جمعه هم شمال بودم. شوهری هو از اونور اومد و البته باورمون نمیشد فاصله دو دیدارمون یک هفتست!!! بعد دوستم اومد دنبالمون و کلی جاهای خوب رفتیم و شام هم دوستم و دخترخالش و شهریار مهمون من بودن. کلی توی همین سفر 1-2 روزه روحیمون فرش شد و البته هوا هم درخشان و آفتابی بود. شنبه کارامونو انجام دادیم و ناهار خونه دوستم دعوت بودیم. طفلکی سنگ تموم گذاشته بود. بعد دوستم که قصد داشت بره مشهد و شوشو با پرواز 5 رفتن و من بعد از سه ساعت انتظار توی فرودگاه بالاخره اومدم. باز به شدت نشستم سر کارام ببینم چجوری میشه.

 

پسنوشت- هر چی میگذره بیشتر احساس دوستی عمیق همسرمو حس میکنم و همین یعنی یه دنیا آرامش.

 

  
نویسنده : ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٧
تگ ها :


Lilypie First Birthday tickers