سفرنامه

پس نوشت: سارای عزیز مرسی واقعن. کمی خیالم راحت شد. باغ آنا رو هم میبینم. بهم بگو شماره تلفن یا آدرسی داری ازش؟ بعد از تعطیلات میخوام برم واسه قرارداد.

*****

دلم برای این خونه مجازی خیلی تنگ شده بود. ممنون از پیامهای مهربونی همتون.

مسافرت فوق العاده‏ای بود و خیلی خوش گذشت. هوا هم عاللی بود. اونقدر لطیف و تمیز و رویایی بود که همه خستگیامون رو با خودش برد.

ماحصل سفرمون هم احساس خیلی خوبیه که به همسر جونم دارم و اخلاق خیلی خوبش و مسئولیت پذیریه فراوون. خیلی جاهاشو رفتیم اما آخرش فکر کردیم اگه یه روز وقت بیشتر داشتیم خیلی بهتر میشد.  البته کللی هم خرید کردیم بخصوص همسر جان که با وسواس و دقت دو تاییمون کلی چیزای خوشگل خرید. منم با تجربه بندر عباس تصمیم گرفتم فقط چیزایی رو بخرم که مرغوب و خوش جنس باشه و واقعن دوسش داشته باشم. یه جفت کتونی سفید آدیداس، صندل چرمی نایک و یه مانتوی فوقالعاده خوشششگل آستردار واسه عید و دو تا پیرهن میدی مشکی خیییییلی خیلی قشنگ ساده مشکی و از فروشگاه بال هم خریدای مبسوطی واسه خونمون. همین. اونجا هم توی هتل یکی ز دوستای شوهر جان رو دیدیم که پست داکشم تموم کرده بود و الان واسه ازدواج و ماه عسل اومده بود اونجا و به نظرم جالب و بسیار موفق اومد. دو تا دیگه از دوستاشم توی پاساژ دیدیم که باهاشون رفتیم اسکله و بساط ماهیگیری داشتن. اینم یه سری عکس که خواسته بودینلبخند .                    

وقتی باغ پرنده ها بودم دانشجوم خبر داد که هر سه تا مقالش پذیرفته شده. مقاله اون دانشجوی دیگم هم که همکلاسی ایشونه پذیرفته شده بود. خواستم مقاله خودم رو هم ببینه از نت و بهم خبر بده. وای لحظات خوبی نبود. پشیمون شدم. اگه مقالم قبول نمیشد دوست نداشتم جلوی دانشجوهام باشه. نه اینکه بخوام خودمو براشون بگیرم اما حسش اصلن جالب نبود که خوشبختانه قبول شده بود.

امروزم رفتیم چند تا باغ و باشگاه دیدیم که توی چیتگر باغ موسوی به نظرمون قشنگ اومد چون هم فضاش خیلی قشنگ بود و هم سالنش و امکاناتش. ممکنه همونو قرارداد ببندیم. از باغای چیتگر کسی اطلاعاتی داره؟

  
نویسنده : ; ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٥ دی ۱۳۸٧
تگ ها :


Lilypie First Birthday tickers