....و تا آخر ایم ترم فقط 3 روز مونده!

الان لیوان چایی سبزم کنارمه و فقط 5 دقیقه وقت دارم تا دانشجو بیاد......ودتهاست ننوشتم و این بدلیل سرشلوغ بودن و....نیست. همیشه وقتای آزاد کوچیک پیدا میشه که مال من کوچیک هم نیستن....

مهمترین خبرا این که....تهران رفتم و مادر بزرگم خوب بود و خونه باز گرم بود که هممون بودیم....خوشحال بودیم و مزون رفتیم....دوستامو دیدم و عصرای فیزیوتراپی که خانومه میومد منم کنار تحت مامان بزرگم مینشستم و حرف میزدیم و چایی و تنقلات میخوردیم....

بعدم مشهد که کم بود ولی بسیار خوش گذشت. از اونجایی که برادر همسرم امده بود وقتی برای دوست بازی نبود خیلی ولی بازم یکی دوبار دوستای خانوادگیمونو دیدیم. حرم نصفه شبی و در آخر هم اون مهمونی  خواهر عروس جدید آینده که خیلی خوش گذشت.

اومدیم اینجا و قرار بود سخت کارامونو انجام بدیم و تدارک سفر و هتل و سرچای لذت بخش و امتحان و .....که مامان بزرگم باز رفت بیمارستان و همه برنامه های ما تحت تاثیر قرار گرفت. دیشب تصمیم گرفتیم سفرمون رو کنسل کنیم و من اوایل هفته بعد که کارای اینجا تموم شد میرم تهران و امیدوارم همه چی بهتر از الان پیش بره.

درست همون موقع سالگرد ازدواجون هم هست و من امیدوارم اون روز پر از خبرای خوب باشم و تا اونموقع همه چیز خوب خوب باشه.

کرم دندونی دوستم خیلی آروم و خانوم و با تعقل بسیار ....پحته و فهیم کنارم هست و من سکوت و آرامشاین روزها رو دوست دارم.

 

/ 3 نظر / 30 بازدید
شیرین

شایلین جون امیدوارم حال مادربزرگت بهبود کامل پیداکنن سالگرد ازدواجت رو هم پیشاپیش تبریک میگم و ارزو دارم پر از اتفاقای شاد پیش بینی نشده باشه برات

خانم کوچولو

شایلین جون امیدوارم همه چی خوب باشه و با خبرای خوب بیای. تابستون خوبی رو آغاز کنی.

سمیه

سلام،سالگرد ازدواجتون،مبارک. امیدوارم که حال مادربزرگتون هم به زودی زود خوب بشه،ومثل همیشه پر انرژی باشید،وتابستون گرم وزیبایی رو شروع کنید