من و رویاهام

از 9 سال پیش رویای زدن یه مزون داشتم.....با همه تفاسیرش......الان دیگه واقعا میخوام عملیش کنم و یه شوی 5 روزه خیلی خاص و مخصوص و شیک داشته باشم. این رویا قراره تا شهریور محقق بشه.....اونقدر ذوق و شوق دارم که دیشب تا صبح خوابشو می دیدم و صبح با چشمایی مثه مورچه........از خواب بیدار شدم.

پ ن: تهران رفتن و دکتر.....تهرانگردی و یه مزون و 2 تا مانتو و و از همه مهتر تولد همسرم با اون کیک خیلی خوشگل و اون هدیه خریدن پرماجرا و اونهمه حوشگذرونی و ناهار فرداش.....روزایی خیلی خیلی خوب بودن. الان واقعا قراره تا عید کمی بیشتر کار کنم و دایم دارم مقاله میخونم و اصلاح میکنم و درس و درس که برام لذتبخش هم هست......

الان اینجا شلوغ پلوغه ولی زود میام.......

/ 2 نظر / 4 بازدید
نبات خانومی

چه هیجان انگیز!!!!![قلب]

دیانا

تند تند درسهاتو بخوان و کارهات انجام بده که عید داره میاد و یک عالمه خوشگذرونی دوباره[بغل]