و بالاخره امتحان فاینال

باورم نمیشه انگار همین چند روز پیش بود که تازه 3-4 روز بود از وجود کپلک باخبر شده بودم و با خودم فکر میکردم من چجوری میخوام این ترمو برم سر اونهمه کلاس و به نظرم بسیار سخت و طولانی بود.

امروز که با کپلک حرف میزدیم و موزیک گوش میکردیم و  میومدیم سمت دانشگاه ..... باورمون نمیشد یه ترم گذشت. خوشحالم. ترم بعد هم فقط تا عید میرم.

/ 6 نظر / 28 بازدید
مينا

سلام از وبلاگت خيلي خوشم اومد به منم سر بزن و آدرس وبلاگتو واسم بزار تا بتونم هر روز من و بقيه بازديد کنندگان بهت سر بزنيم محلي که وبلاگتو ثبت ميکني بزرگترين دايرکتوري وبلاگ نويسان ايران است و فوق العاده پر بازديد.حتما بيا و لينکتو ثبت کن .مرسي.

خانم کوچولو

چه خوب که بعد از عید دیگه نمیری دانشگاه. من تا سه روز مونده به تولد فینگولمون دانشگاه بودم. البته خودم هم بدم نمی اومد فعالیت داشته باشم.[چشمک] اما خوب یه کمی برام سخت بود.

من و گل آقا

سلام دوست قديمي خوشحالم براي همه حسهاي خوبي كه داري من اگه يه دخملي داشته باشم اسمشو يكتا ميذارم شايد هم افرا

شایلین چه حسی داری میخوای یه مدت از محیط علمی از کارکردن درو باشی؟ سخت نیست؟ حس نمیکنی ممکنه بچه فاصله بندازه این سوالا رو بخاطر این میپرسم چون تصور خودم از اومدن بچه اینه این که ارامش و خلوت دوتایی رو بهم میزنه اینکه مانع پیشرفت من میشه اینکه همیشه یه مجود سوم بین ماهست

شیرین

نظرقبلی ماله من بود یادم رفت اسمم رو بنویسم