خنک با بوی طالبی

فکر میکنم بهت یه جائیه که خیلی خنکه، خیلی سبزه و میتونی پاهاتو بزاری توی آب رودخونه و هواشم رایحه طالبی دارهcancan.gif....

 این روزا اتفاق خاصی نیفتاده که بخوام بگم. یه فیلم دیدم ازمخملباف به نام مورچه ها....بعضی جمله هاشو بارهاو بارها گوش دادم....قشنگ بود و عمیق....مثه تعریفش از خوشبختیpinkglassesf.gif ...این روزا....هر روز حتا جمعه ها هم کار داشتم انجام بدم. اونم حداقل 3-4 تاشو با هم و دلخوشیم خط زدن لیستم آخر روزها بود و پی بردن به اینکه کارهای آدم هیچوقت تموم نمیشن بلکه از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشن (قانون بقای کار)Reading a Bookشوشو جونم خیلی داره روزای بحرانی رو میگذرونه. 4-5 روز بیشتر به امتحان جامع نمونده و خیلی ذهنش درگیره. خدا کنه زودتر به خوبی تموم شه تا هم خودش راحت بشه و هم من یه کم تلاطم فکریمو بهش بگمpillowfight.gif.فرصت مطالعاتی آلمان ( کارای هزار مرحله ای وزارت علوم) تقریبن درست شده و مونده گرفتن ویزا. من اما خیلی خوشحال نیستم. هنوز منتظرم ببینم کار کانادا بالاخره چی میشه و نمیدونم ما خودمون میتونیم پول بذاریم؟ (وزارت علوم قبول نمیکنه هزینه های ما رو واسه کانادا و آمریکا بده) و اینکه آیا اون استاد مهربون که حاضر شده نصف مخارجمونو بده و بقیشم برامون از ریس دپارتمان بگیره موفق میشه آیا؟ باور کنین 1000 تا فکر توی ذهنمه که نمیتونم اینجا بگم.....اما خیلی مشغولم6220.gif.14 همین ماه هم یه پرزنتیشن دارم که میشه گفت هنوز هیچ کاریشو نکردم.امیدوارم به یه جایی برسه بیچاره923.gif.در راستای یه اقدام ضربتی...دیروز یه مانتوی خیلی خنک و کمی گشاد (اما خوشفرم) خروندم و منتظرم بپو شمش و حالشو ببرم303.gif.امروز همه چیو تعطیل کردم و تیلیفونمو جواب نمیدمو و الان دارم محسن نامجو میگوشمconnie_24.gif. الان یه آرزوی کوچیک دارم و اینکه یه جایی باشم یا یه تعطیلات129fs370785.gif  یا یه جای دور و نه تلفن باشه....نه نت...نه زنگ...نه برنامه و نه فکرانجام کاری که اگه نکنم مهلتش میگذره.....(البته شوشو هم باشه .... اون همیشه باید آن کال باشه و خیلی گناهی تره). پی نوشت 1- دلم شور پایان ناممو میزنه. استادی که از دانشگاه.... گرفتم یعنی گول مالیده سرمو؟ آخه قسمتی از تزم در تخصص من نیست و اگه کمک نکنهteef.gif.....چی میشه یعنی؟پی نوشت 2- واسه اینکه سفارت آلمان به 2 تاییمون ویزا بده چکار میشه کرد که احتماش بره بالا؟ کسی میدونه؟ مثلن حساب بانکی قلمبه شو تا حالا فهمیدم. دیگه چی288.gif؟

/ 6 نظر / 6 بازدید
مریم

من برات دعا می کنم برای همه اون سوالهایی که توی ذهنت میاد و نگرانشونی پاسخهای انضمامی و مثبت پیدا کنی. این از این. خوش به حالت که یه مانتوی خنک و گشاد و خوشفرم پیدا کردی. داشتم فکر می کردم این خواستم هرگز عملی نمی شه[نیشخند] توی این مغازه ها که هیچ چی پیدا نمی شه ...[شوخی]

ساناز

سلام شایلین جان فکر کنم من و تو هردو تو یه مرحله هستیم.البته هنوز آرشیو رو کامل نخوندم.نمی دونم عروسیتون کی؟[چشمک] امیدوارم خوشبخت باشین و کار رفتنتون به کانادا جور بشه[لبخند]

آبینه

اول بگم به اینکه یک مانتوی خوب و خنک پیدا کردی بیشتر حسودیم شد تا رفتنتون به آلمان... ولی بی شوخی امیدوارم هر چی تو دلته به خوبی انجام بشه عروس خانوم...

طنين

امیدوارم کاراتون به خوبی و خوشی انجام بشه عروس خانم گلللللللللللللللل[ماچ] اون ارزوی قشنگت هم بر اورده بشه ایشالله[ماچ]

مونی

ایشالا که زود زود به همه برنامه هات می رسی[ماچ]

خانوم خانوما

درست ميشه همه چيز.... اين خارج رفتن خيل دنگ و فنگ داره و حوصله مي خواد و همه مراحلش اگر و اما زياد داره.... يكي از دوستام كه با همسرش بورس شده بودن حتي توي آخرين مراحل مي گفت اگه بخوام چارت اين كه تا چند ماه ديگه چي ميشه رو بكشم هزار تا شاخه مي شه.... اما آخر كارش به خوبي انجام شد..... كار شما هم درست ميشه شايلين جان.[لبخند]