وانهادگی روحی

الان درست 2 روزه که اومدم. تمام دیروز خونه موندم....حس پیراهن خنک چهارخونم و دمپایی لا انگشتی پلاستیکی قرمزم و کش وکش راه رفتنم از سر رخوت و تمدد اعصاب رو دوست دارم.....

یه حالهایی برام دوست داشتنی اند وجاودانه

 یکیش وفتایی که دوست دارم یکهفته خونه بمونم و اینترنتم هم نباشه وکار علم و درس  هم تعطیل.... و من برم توی مود خواب زمستانی و خودمو حسهام بمونه...اونقت خلاقیتم بکار میفته...رویا بافی میکنم...کلی کارای خوشگل انجام میدم... لذت میبرم به معنای واقعی...

یکیش وقتایی که با همسرم میریم کافی شاپ وهمون فنجون قهوه یا لیوان ایس کافی کلی کلی طول میکشه و اون کافیینی که توی رگهام میجوشه حالموخیلی خوب میکنه....

وقتایی که کتاب میخونم و اون کتاب مورد علاقم باشه و من آرومتر میخونم و دایم برمیگردم که همه جملات و صفحاتشو حس کنمو اونجوری زمانم گممیشه و غرق لذت میشم......

و خیلی خیلی موردای دیگه

******

سفر تهران خوب بود. اولین عید بعد از فوت مادر بزرگم....مهمونی رفتیم. عکاسی رفتیم و هفتمین سالگرد عقدمون رو جاودانه کردیم یجورایی. یه عروسی هم رفتیم ولی مامانم مارو فرستاد وخودش موند. و اینجوری زندگی بروال عادیش برگشت. اون رستوران و اون قهوه خونه طبقه بالای مشرف به خیابون و سوغاتیای دلپذیر

یهویی تصمیصم گرفتیم مشهد بریم.  مشهد اینبار برام انبوه خوراکیهیای فوق العاده لذیذ بو.د وکیکای خوشمزه که هر روز بعنوان دسر خاضر بودن و تابلوهای نقاشی خوشگلی که با 4 تا قاب پتینه واسه خونمون خریدیم. با اون شیرینی خوری 2 زبقه که چند ماهه میخواستمش و خرده ریزای دوست داشتنی

چهارشنبه یه سفر میریمو عملا از شهریور ترمتحصیلیمون شروع میشه. باید بیام و مبسوط تر بنویسم......

برگشتمو الان خوبم.....

مثه قبلنترها......

زود برمیگردم.... 

/ 5 نظر / 3 بازدید
الیکا

خوشحالم که خوبی امیدوارم سرحال تر و بانشاط تر از برگدی

سمیه

سلام،خدارو شکر که همه چیز روبه راه وخوشحالی.

دیانا

امیدوارم همیشه بیایی و این خبرهای خوب رو بنویسی همیشه شاد باشی عزیزم

دریا

[بغل]

زهرا

ایام به کام .