شنبه ای که اول صبحش خیس و خنک بود و الان آفتابی آفتابی....

شنبه ای که اول صبحش خیس و خنک بود و الان آفتابی آفتابی....صبح زود بیدار شدیم. همسرم زود رفت ولی من دلم میخواد آروم آروم آماده بشم...آروم آروم چاییمو بخورم و تلویزیون ببینم و یا رادیو.....برای خودم و خونوادم آروزای قشنگ بکنم و گهگاهی یه ایمیل صبح رنگی ش.م.ا بخیر هم به دوستام بزنم و حتا مثه امروز 3 دست گیم بزنم اونوقت دیگه 8.5 دانشگاهم.بدو بدو کلی کار انجام دادم.....تا خود 10 که کلاس داشتم و تشکیلم نشد و الان با خوشحالی دارم دمنوش گیاهی میخورم و فکر میکنم این هفته چه کارایی برای خود خودم انجام بدم که بهم خوش بگذره و در راستای احترام به خودم باشه.....و هیچیم به ذهنم نمیرسه البته!!!!

پیش نوشت: دیروز کلی کلی زرشک تازه پاک کردیم. سبزی پاک کردیمو ماهی تازه درست کردیم و یه سبزی پلوی خیلی خوشبو خوشمزه و زندگی سخت در خونه ما جریان داشت. این روزا بوی دمنوش و شیرینی پادرازی داره برام......دوستشون دارممم.......

/ 5 نظر / 20 بازدید
غریب آشنا دوست دارم

حال کردم خانمی از این همه ارامش. شاد باشی

گل بانو

نوشته هات مثه همیشه پر بود از انرژی های مثبت . برات آرزوی بهترین ها رو دارم.

ترگل

سلام عزيزم،بار اوله که به وبت ميام،نوشتنت رو دوست داشتم،حس خوبي بهم داد.منم يه خونه ساختم به تازگي،خوشحال ميشم که بهم سر بزني و اگه دوست داشتي با هم تبادل لينک کنيم.

زهرا

سلااااااااااااااااام . شایلین جونم . همیشه سبز و خرم باشی. خانمی ستاره سهیل شدی