روزمرگی

ساعت 8 صبح بیدار شده باشی و داری موزیکای مورد علاقتو میشنوی و دانشگاهم قرار نیست بری وچایی زعفرونی داره دم میکشه و خودکار سبزتو آماده کردی که برگه های اولین امتحانتو تصحیح کنی و آفتاب میدرخشه و تمام امروزخونه ای!!!!!ام م م م.....

توی این مدت نبودن 2 بار تهران رفتم. ینی رفتم بار اول که بی نتیجه بود. غیر از دیدن دوستم و یه سر لاله .زار و اکس.یر و یه مرکز خرید شیک کوچولو که کشفش کردم به مدد یه دوست وخیلیم دوسش داشتم.

واسه یه امتحان و یه دفاع برگشتم و دوباره رفتم که هم پرده خریدم و هم همه لوسترای خونه جدید رو! 3 روز پرباری بود. مهرنوش رو دیدم. و اون دوستی که تمام نمایشگاه با هم بودیم. سرما خورده بودم ولی هم پربار بود و هم خیلی خوش گذشت.

الان منم و انبوه برگه ها و انبوه مقالاتی که باید بخونم و البته آخر هفته هم یه کرمان 5 روزه.  باشد که ایندفعه رفتنی شوم!

پ ن: لذت حرف زدن با دوستی که 2-3 سال بود نبود ولی الان هست و حتا شنیدن اون همه ماجراهای فانتزی هیجان انگیزش برام لذت بخش بود. جوامع مجازی رو دوست دارم.

پ ن: آیدا ی عزیزم ....مرسی که اومدی به جمع ما و مرسی از هدیه ات واسه اون آدمای نیازمند.

پ ن: از اون کلونی پست قبل.....با یکی دوست شدم که شبیه خودمه.دوسش دارم. ینی حسم بهش خیلی خوبه.همسایه کوچه بالاییمونه و هیات علمی جدیده. خیلی خوشحالم از بودنش. حتا فکرشم که چه کارایی قراره با هم انجام بدیم برام لذت بخشه. یه جورایی دوسش دارم.

/ 7 نظر / 3 بازدید
ســـــــاینــــــــا!.

[بغل]

دیانا

سلام عزیزم خیلی خیلی خوش گذشت ولی خیلی کوتاه بود دوستت دارم و از باهات بودن با هم خرید رفتن حرف زدن و.... لذت میبرم زوذی برگرد کلی خرید دارمممممممممممممم

دیانا

ضمننا عکس پرده ها و لوسترها یادت نره عزیزم

زهرا

شایلین جون حس کنجکاوی منو شدیدا تحریک کردی که بدونم کجایی و تو کدوم دانشگاه . خیلی احساس قرابت و نزدیکی باهات می کنم دوست دارم

زهرا

سلام گلم نه من با شما باشگاه نبودم. من تهران هستم. می ام سر می زنم بهت می خونم گهگاهی چیزی برات می تویسم . حس خوبی از نوشته هات می گیرم . برات بهترینها رو ارزو دارم .

shaya

[ماچ][ماچ][ماچ]