ما تنبلای راحت طلب چاق......

درست یکشنبه یه سخنرانی دارم واسه هفته پژو.هش.....و فردا امتحان تستی که سوال براش طرح نشده.....الان من و کرم دندون خوشحال دراز کشیدیم جلوی تلویزیون و به ناهاری که دارم درست میکنم فکر میکنیم و چرت بعدش توی این هوای ابری و چایی شیرینی بعد از خواب و همبرگری که شب میخواییم بخوریم و .....

از 4 شنبه استرس شنبه رو داشتم ولی از اونجایی که اوستا در رفع استرس از خودم هستم.... پنج شنبه صبح دست در دست کرم عزیزم...همراه با همسر جان...سه تایی شاد وخوشحال زفتیم خرید......مقادیر معتنابهی از هر چیزی که لازم داشتیم یا ممکن بود در آینده ذور و نزدیک لازممون بشه خریدیم و همین 2-3 ساعت زمان برد.. بعد فکر کردیم بریم جنگل نوردی...هوا هم آفتابی درخشان...بسی بسیار خوش گذشت.....بعد ناهار خودم پز از صبج زود یه قرمه سبزی خیلی خوشبوی خوشمزه...بعد من و کرم دندونی نشستیم وسر تبلت کلی دعوا کردیم و آخرش دوتایی خوشحال و شاد 5-6 دست بازی کردیم و بعد خوابی عمیق 3 ساعته و بساط چایی و شیرینی و میوه.....قرار بود با همسر بریم قهوه بخوریم و پای میوه ای توی یه کافی شاپ که با مشاورت دوستامون تبدیل شد به شام رستورانی طولانی خوشمزه زیاد  روشم کیک خامه ای و شله زرد و منی که توی همین 2 هفته 2 کیلو بیشتر شدم و تمام دیشب داشتم فکر میکردم از امروز حتما باید اون رژیم کان.ادایی رو حتمن حتمن اجرا کنم......2 بارم نصفه شب پا شدم و توی دلم تایید کردم که از امروز صبح حنما رژیمم رو میگیرمو درسمم میخونم. صبح اولین کارم رفتن توی آشپزخونه و درست کردن پنکیک بود که هنوز بوی خوششش توی خونمون پیچیده و با مقادیر معتنابهی عسل و مارمالاد خوردیمش و قهوه شیر و شکر دار هم ایضا و الان دارم به عدس پلوی زعفرونی که داره دم میکشه فکر میکنم و با کرمم به هم نگاه میکنیم و به خودم تلقین کردم که تصمیمای دیشب رو یادم رفته و با هم دراز کشیدیم و پشتمو کردم به لپ تاپم  که نبینمش که نکنه شاید عذاب وجدان بگیرم....

/ 4 نظر / 3 بازدید
مهرگان

عاشقتم با اوون کرم دوست داشتنی ات .... یعنی کلی خندیدم از این برنامه ریزی برای رزیم کانادایی .... منم هنوز موفق نشدم ... یک روز صبح باید بیدار شی و ببنی رزیم هستی وگرنه هیچ جوره این کرمه اجازه نمی ده ........

ماري

كلي با اين بستت خنديدم.... ورزشً ما داريم مي اييم

دیانا

عاشق خودت و حسهای قشنگتم که همیشه توش بوی زندگی هست.