بهار شکوفه های ارغوانی

این روزا کلاس و کلاس و کلاس.....از اونجاییکه بعد از عید نمیرم و درس مشترک ارائه شده من تمام اون کلاسای مشترک رو قبل از عید خودم میرم و واقعن سنگینه برام. بخصوص که سه روز هفته 8 صبح ....(گفته بودم در تمام دوران تحصیل از کلاس 8 صبح فراری بودم و الانم ایضا؟)

دیروز و هفته پیش کلی کلی کلاس های تموم نشدنی پشت سر  هم 50-60 نفری و آزمایشگاه ...دیروز کلاس 8-10...10-12 و بعد 1-2 و قرار بود کلاس بعدی 2-3.5 باشه. توی یه برک کوتاه همون حدود 2 با لیوان چایی دستم اومدم دم پنحره اتاقم.... اتاق من یه اتاق نیمه قدیمیه بزرگ و دلبازه که دو تا پنجره بزرگ توی همون ضلعیه که به یه کوه پر پیچ و خم سبز مشرفه و البته فضای بیرونش هم قشنگ و دوست داشتنیه. تون گوشه های درختا ...پشت شمشادا...ارغوان نازنینم غرق شکوفه بود.....توی اون هوای مهناک قشنگ ...یهویی حس آرامش و شادی و بهار دوید زیر پوستم و همه  کلاس و بچه ها و غرغر ریز درونی و خستگی بر باد رفت......بهار من از دیروز شروع شذه و الانم توی این آفتاب لیمویی صبح هرز گاهی نگاهش میکنم و لبخند میزنم.

دروز توی خونه از خستگی غش کردم.....بعدم غروب و عصرونه های مفصل گرم خونگیمون و گپ و گفت.... و اولای شب آماده شدیم واسه کنسرت هم.ایون شج.ریان ...هنوز ناتوان و خسته بودم ولی اون صدای رسا و قشنگ و بعضی تصنیف و شعرهایی که خیلی دوست تر داشتم سبب شد روز کم نظیری برام ساخته بشه که ازش خیلی لذت برم.... آهنگای شور منو از خود بدر میکنن و یه رود پر از موسیقی در تمام تنم جاری میشه و اونموقع ها همیشه به این فکر میکنم  دوست دارم تا ابد توی اون لحظه ها بمونم و هیچی بهتر وجود نداره... این اولین کنسرت دخترمون بود که با شعر مولوی هم شروع شد و منم البته هرزگاهی براش غزلیات مولوی میخونم - همون هم مثه پک یه نوشیدنی قوی یا قلیون مبسوط....ما رو خیلی خوشحال و پر از لذت میکنه- و حالا با اون صدا یه جایی بالاتر از زمین من و کپلکمون و دودو داشتیم میچرخیدیم و لذت میبردیم.......

پ ن- تولد همسرم روز 1 اسفند بود.

/ 5 نظر / 4 بازدید
شیرین

ای وووول تنها چیزی که تصوررررررش رو اصلا نداشتم این بود که بخواهی دوتا پست اونم از نوع طولانی بزاری اونم پشت هم افرین دختر خوووووووب . کنسرت خیلی خوبه همین که ادم تو فضای موسیقی قرارمیگیره خیلی خوبه ما چندوقت قبل محمد علیزاده رو رفتیم. تولد همسریت مبارک انشالله سالیان سال این رو ز رو شادمانه جشن بگیرین. باید تولد خودتم همین روزا باشه درسته؟ از پستهات به خاطر دارم. پیشاپیش تبریک امیدوارم روزهای پرکارت با بهترین نحو ممکن سپری شه

خانم کوچولو

وای بهارررر و سرسبزی.. وای کنسرت همایون. خوش به حالت. وقتی تو اینجوری لذت می بری از این حال و هوا مطمئنا کپلک هم غرق لذت می شه. راستی خسته کلاس ها نباشی. دیگه چیزی نمونده که تموم بشه. راستی برای مهر آینده مرخصی هستی یا باید بری سر کار؟

عاطفه

شایلین عزیز چون مدتهاس که باهات همراه هستم و اگر اشتباه نکرده باشم امروز 10 اسفند باید تولدت باشه تولدت مبارک دوست من امیدوارم سال جدید برای تو دخترت و همسرت پر از خنده های بلند و رویاهای شیرین باشه پر از سفرهای جدید و اشک های حلقه ای ذوق و شادی باشه غذاهای خیلی خوشمزه رو تجربه کنید و خاطره های عجیب و خاصی رو ثبت کنید امیدوارم تو این این سال جدید هر روز بیشتر از دیروز سلامت و شادی و خوشی واقعی رو با توکل به خدا و زیر سایه پدر و مادرت و درکنار خانواده ی کوچیک ت تجربه کنی تولدت مبارک مادرک

عاطفه

منم خیلی از جواب ت خوشم اومد دوستم و بهم چسبید مطمئن باش ما اگه اینجا سرزنده و شادیم بخاطر مثبت نوشتن و افکار جاری و روون توس که همه جای اینجا هستش و مشهوده مراقب خودت و دخترک جان ما باش

دیانا

وای چه شاد و پر انرژی همیشه شاد باشی دوستم تولد همسرت و خودت هم مبارک عزیزم