تعطیلات محرم...قیمه نذری...شله زرد...مهمونی...انجام دادن یه عالمه کار...دعا...دیدن چند فیلم خوب...دلتنگ شدن واسه همسری...

و امروز با چشم انداز یه روز پرکار ...همسر جان زنگ زده که فردا واسه دو روز میاد تهران. خوشحالم.

                            

پ ن. ورزشمو به خاطر مسافرت یه هفته کنسل کردم و بنا به پست اخیر  ماری  در مسافرت حسابی خوردیم و در مراسم قیمه امام حسین و حالا شرمسارم. 5 شنبه بدو بدو رفتم باشگاه بسته بود. از فردا مرتب دوباره میرم. احساس بدی دارم.

هلیا و سارای عزیز مرسی واقعن.

/ 12 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سیندخت

چقدر خوبه که باشگاه میری...یه ماهه قصد دارم برم اما خیلی تنبلی میکنم!!

ساناز

سلام شایلین جون.... خوب به سلامتی دیگه کارای عروسی شروع شده...خوش بحالت..قدر این روزا رو بدون..خیلی روزای شیرینی هستن... آرایشگاه کجامیخوای بری؟؟؟مطمئنم عروس خیلی خوشگلی می شی... لباست آماده اس؟؟؟[قلب][قلب][قلب]

ماری

الان هم به بهانه دس خوندن حتی چیز هایی که نمی خورم رو هم می خورم ..مانند شکلات خسته نباشی خانم خوشگل[ماچ]

ساناز

فرستادم برات عزیزم

ساناز

فرستادم برات عزیزم

گلناز

وای اره شایلینم منم چاق شدم و عذاب وجدان گرفتم[ناراحت]

یاس

اگه برای ولنتاین دنبال یه هدیه مناسب و خوشگل میگردی به اینجا یه سر بزن[چشمک]http://www.hoorafarin.blogfa.com

طنین

سلام.........نمیدونی چقدر این عذاب وجدان بعد از خوردن برا من تلخه........ولی خب وقتی هم که میخورم خیلی حس خوبی دارم مخصوصا اگه شکلات باشه..شایلین بانو چطورن راستی[خجالت][قلب]

شایلین

سلام....[گل][گل] هم اسمیم پس....؟! چه خوب![چشمک][گل] ممنون عزیزم....با اجازه میلینکمت![گل]