زمستون کپلکی

به سلامتی و میمنت برغم اینکه به فکر اینجا هستم و وقت کافی هم دارم نمیدونم چرا نمیشه اونجور که میخوام بنویسم. شاید چون وبلاگ کپلکم هست و اون دفتر مراقبه هم با وسواس نوشته میشه.....نمیدونم.

خب ترم که تموم...میانترما تصحیح و نمراتشون اعلام شد. تز دانشجوی دکترا ردیف شد. دانشجویان ارشدم هم تم کلی کارشون معلوم شد. کلی فرم پرکردم. امتحان جامع دکتراهامون تموم شد و اگه بخوام بگم چقدر کار انجام دادم و چقدر بیشترش هنوز مونده.....خودم خسته میشم. بهمین زودی 2 تا دانشجوی کارشناسی ارشد اینجامم باید ذفاع کنن که توی مرحله پایان نامه خونی هستم. اینم روش....

کپلک رو بردیم سونوگرافی که گفت یه دختره با قد و وزن بیشتر از میانگین. خیلی خوشحال شدیم. چون من واقعا اونجوری که باید به تغذیم نمیرسم ...یعنی جا داره که خیلی بهتر باشه. همونروز رفتیم کافی شاپ و کلی حرفای دلپذیر زدیم باز ذکتر رفتیم.

شب یلدا خودمون بودیم که عکسای اوایل 5 ماهگیمونم گرفتیم و لذت بردیم و فرداشم اومدیم تهران. آنومالی انجام دادیم که خوب بود. خانم دکتر اینجا بسیار بدبین و انرژی منفیه و به همه چیز بدبینه کلا. اونم راضی بود تقریبا با اندکی غر که دیگه از 7 ماهگی باید بیایی اینجا بمونی که همینکارم میکنیم.

خریدای اولیه نی نی بوسیله خاله الناز انجام شد و همه چیزای لیست خرید و برام عکساشونو که میفرسته انگار دارم نون نخودچی و چایی دارچینی میخورم- یعنی اونقدر لذتبخشه- هی نگاه میکنم و تصور میکنم.

گشتن توی دنیای سایتای نی نی و چرخیدن کار این روزاست + مدل کمد واسه اتاقها + نجاری که باید انجام شه + سفارش تخت و کمد و خریدنشون+ تکمیل ریزه پیزه ها و یه عالمه کار دیگه.....

پ ن: حسمون میگه دخترک، خیلی آروم و مهربونه. این حس مشترک جداگونه من و همسرمه و برامون جالبه.

/ 7 نظر / 3 بازدید
نازي

يه وبلاگ طراحي کردم و تمام کسايي که وبلاگ خوب و باحال دارند رو دعوت به تبادل لينک کردم . از تو هم دعوت مي کنم به جمع ما بياي . منتظر حضورتم . باي

شیرین

چقدر خوبه هنوز با وجود نی نی بازم حست همون عین قبل هست پرانرژی و خوب. نمیدونم شاید چون تصور من اینه با ورود بچه همه خوشی ها به سکون میرسه .... درست یا غلطش رو نمیدونم درهر حال حتی نوشته های مامان شایلینم خوب هست و پراز حسهای خوب . شایلین اون دفت رمراقبه چی هست؟ اگه خصوصی نیست میشه بگی توش چی نوشته میشه و به چه دردی میخوره

مونا

شایلین عزیز یکی از بهترین دوره های زندگی تو می گذرونی قدرشو بدون که خیلی شیرینه ...دوست داشتی ادرس وبلاگ کپلک صورتی برای ما هم بزار ...منم مامان یک کپلک صورتی ام

خانم کوچولو

شایلین عزیز خیلی خوشحالم برات. امیدوارم مدت باقی مونده تا اومدن کپلک هم به خوبی بگذره. سعی کن آروم باشی و از لحظه لحظه ش لذت ببری. به خودت هیچ استرسی وارد نکن و کلا بذار دوره ای خاص رو سپری کنی. در هر موردی هم که فکر می کنی می تونم کمک کنم در خدمتت هستم. اینجا یا وایبر.

خانم کوچولو

راستی وبلاگ کپلک رو هم دیدم و لذت بردم. چه خوب که همه لحظات رو ثبت می کنی برای خودت.

شیرین

شکر منم گاهن اروم تراز قبل هستم و گاهن باز یه طوفان فکری میاد سراغم . درکل از الان راضی هستم. از این پستت اون جمله که نوشته بودی اعتقادتون اینه دخترتون اروم و مهربونه رو دوست داشتم (شاید جمله رو دقیق ننوشتم) ولی اعتقادم اینه تموم حسهای خوب مادر به بچه اش منتقل میشه . وقتی مادر دوران بارداری ارومی رو بگذرونه طبعا تاثیر زیادی تو نی نی هم داره

دیانا

امیدوارم روزهای خوبی رو بگذرونی و این خاطرات قشنگت رو یکجای مغزت برای همیشه ثبت کنی